تبليغاتX
I HATE LOVE...ILOVE HATE...
بازم سلام یه اتفاق جدید افتاد میخواستم بگم.میخوان ۵ نفر از بچه های ما رو اخراج موقت کنن

بیچاره هابمیرم الهی...شانس اوردم من دیگه جزو اونا نیستم..اونا بعد این اخراجی تا دو هفته حق ندارن با هیشکی حرف بزنن...اگر درست نشدن اخراج دائم...

راستی ملی جون حرفای شما درسته.ما مطمئن شدیم یه نفر خیییلی دقیق میره امار میده.اره همه میگن تو دبیرستان ادم باید حواسش به دورورش باشه...نمیدونم وال...

دیگه فهلا یادم رفت چی میخواستم بنویسم اها راستی ناظممون با من خوبه من یه چند روزی غایب بودم.مامانم که اومده بود مدرسه ازم تعریم کرده بود حالا نمیدونم چرا قات زده؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 4:3  توسط مهدیس  | 
دیروز ناظم...بالاخره کار خودشو کرد و زنگ اول اومدگفت این اسمایی که میخونم همه زنگ دوم دفتر زنگ میزنیم والدین بیان.هیچی اینو گفت ما دیگه سکته هرو زدیم.همش سر کلاس به هم نامه نگاری میکردیم که اگه کارایی که کردیم رو فهمیدن قبول کنیم یا اصلا به روو خودمون نیاریم.یکی از اون بچه های ترسو که قبلا تو اکیپ بود و الانم به خودش شک داریم که انتن بازی دراورده باشه.گفت باید همه چیو بگین اونا همه چیو میدونن.هیچی زنگ دوم دوباره صدامون کرد رفتیم گفت برا چی با هم میرین بیرون.گفتیم خانواده هامون خبر داشتنااااااااا بعد مدرسه رو میگم.گفتیم خب اونم خبر داشتن.ما که کار خلافی نکردیم.گفت بیجا کردین.شما اصلا دیگه حق اینو که با هم بیرون برید و حتی به هم زنگ بزنیدو هیچ کدومتون ندارین من با خانواده هاتون در ارتباطم.اگه بفهمم پدر تک تکتکونو  در میارم.فردا هم میگین مامانا بیان نمیخوام چغلی کنم میخوام صحبت کنم باهاشون.(بی شور این همه حرف زد اخرشم مادراتون...)جای هممونو عوض کرد.اخه میدونید چیش بد بود این که شاخای مدرسه به قول مامانم رپرای مدرسه اینطوری تو حیاط تابلو و ضایع شن.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 3:55  توسط مهدیس  | 
سلام من مهدیسم تصمیم دارم اینجا

فقط

 بنویسم...و موضوع خاصی تو این

وبلاگ

نوشته نمیشه.فقط دوست دارم

شماها

کمکم کنید و به بعضی از سوالایی که

دارم

 جواب بدید ممنون

 

امروز درست سه روزه که کارنامه هامونو دادن.ما موقه امتحانا خب خیلی شیطونی کردیم.یه کم از خیلی بیشتر تو کلاس و مدرسه ام به یه اکیپ شر (ولی نمیدونم چرا از نوع بدش معروف شدیم)در صورتی که ما بی ادب نیستیم فقط یه کم معلما رو اذیت میکنیمخب همه اذیت میکنن. کارنامه هممونم برای اولین بار وضع بسیار خرابی داشت.من که کارناممو دیدم کلا هنگیدم.روز کارنامه به مادرامون خیلی چیزای بدی ازمون گفتن.مامان من چون بهم اعتماد داشت چیزی نگفت.ولی دیگه جرات ندارم اسم دوستامو جلوش بیارم...اونا هم همینطورن.ولی ما میدونیم یه نفر از خودمون پشت سرمون این همه حرف میزنه.حالا کیه نمیدونیم.دلم واسه شیطونی یه ذره شده اصلا دپ دپم.به نظر شما چیکار کنم همینطوری اروم بمونم یا بازم شروع کنم؟؟؟چون بقیه زیاد فرقی نکردن من فقط بببببببد جور اروم شدم.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 4:29  توسط مهدیس  | 
سلام میخوام شروع کنم به نوشتن انقدر اینجا بنویسم تا بمیرم

البته از فردا چون الان واقعا خوابم میاد

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 3:59  توسط مهدیس  |